زمان انقلاب، وقتی منافقین کم کم از اسلام نا امید شدند و زدند به سیم آخر و اعلام کردند که تا الان همه طاعات و عباداتشان!! سیاسی بوده، شاید هیچ وقت فکر نمی کردند کسانی که در آن لحظه سخن به عتابشان گشودند!، حالا پا جای پای آنها بگذارند و در دو گروه مجزا! و کاملا رو به روی هم، دقیقا مسیر رفته و آزموده شده آنان را تجربه کنند!
در دین سیاسیی که امروز روز!! به خورد من و شمای ملت همیشه در صحنه!! و یا از آن طرف، خداجو!! می دهند، مجاز و غیر مجاز، شرعی یا غیر شرعی بودن هر چیزی را تنها سیاست است که تعیین می کند.
دروغ و تهمت مجاز شمرده می شود. ریاکاری فضیلت محسوب می گردد. انحصار طلبی از لوازم بقای مکتب تلقی می گردد و هزاران عمل نا مشروع دیگر، به نام همین شرع مذکور!، مباه و حتی حلال تر از شیر مادر!، محسوب می شود.
یک حسین آقای قدیانی نامی! پیدا شده در عالم نویسندگی که قبله دل همه دوستان ولایی گشته و هرچه بر قلمش جاری می شود، منتشر می کند و مثل بسیاری از هم مسلکانش لابد بهشت را هم بر خودش واجب می داند. از آن طرف این آقا مریدانی پیدا کرده و هر کدام از باب موافقت و برای خوشایند بیشتر حضرت دوست! سنگی درشت تر و سخت تر از دیگری به سمت هر کس که کلمه ای در مخالفت از آنان بگوید، پرتاب می کنند.
یکی از این بنده های خدا در وبلاگش گیر داده بود به بازی وبلاگی ما و دوستان که هفت کتاب برتری که خوانده ایم چه بوده و به چند تاییمان هم لینکیده بود که :
{این روز ها چرا بعضی ها به جای زنده کردن یاد شهدا در وب لاگ شان رفته اند
سراغ خزعبلات ؟ ول کنید این لاطائلات را . مگر شهدا مرده اند که شما درباره
امیرخانی پست می گذارید ؟ نظر امیرخانی که مهم نیست . نظر آن شهید مهم است
که در خواب به مادرش می گوید : " به خامنه ای بگو این قدر از خدا طلب
مرگ نکند ، فرج نزدیک است." خیلی کم کاری کرده ایم تا به حال . هر چه
لاطائلات نوشتیم در پست هایمان دیگر بس است . از حالا باید "همت" را مضاعف
کنیم در شناساندن "همت" به جوانان . این که فلانی و بهمانی و چهمانی و تهمانی و قهمانی و
الخ چه کتاب هایی را دوست دارند به درد خودشان می خورد. 1 شاهین ، اگر عقل ش می
رسید ، به جای تاریخ بیهقی تاریخ انقلاب را می خواند که عاشق چشم و ابروی
مصدق نشود . مصدقی که امام می گفت" او مسلم نبود" . (مرا بپرسی ، اصلا اگر 7
کتاب به درد بخور تا به حال چاپ شده باشد هفت تا از وصیت نامه شهداست . به
من بگویید بی خود ترین کتابی که خوانده ای تا بگویم کافه پیانو . مرده شور
احمدی نژادی را ببرند که فرهاد جعفری قبول ش دارد . کسی که به کنایه آقا
را "ره بر مذهبی
ایران" و حکومت دینی را " الیگارشی" می
خواند لیاقت ش همان است که معشوق ش احمدی نژاد باشد .)}
واقعا حیرت کردم از اینکه تا این حد به کار دیگران کار داشتن، چطور اینقدر مجاز! شده!.
بگذریم! می گفتم! این آقای قدیانی بعد از مورد تفقد قرار دادن بیت امام ( فرزندان بروند آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی و شهید باکری و شهید همت و امثالهم که جای خود دارند!) ، اخیرا پاپی موسسه روایت فتح و خانواده شهید آوینی شده اند! و از قضا! این ها هم مثل بقیه خانواده شهدا و بزرگان و ... هیچ حقی در حفظ میراث عزیزشان ندارند و میراث دار واقعی شهید آوینی هم مثل بقیه سرمایه های ملی و ارزشمند، تنها و تنها این بزرگوارانند و بس! ( از خانواده معزز شهدا هم فقط کسانی قبولند که هر چه آقای قدیانی و دوستان گفتند بگویند چشم! مثل خود آقای قدیانی!)
ایشان چندی پیش دلیل عدم بارش برف و باران در زمستان گذشته را هم کشف فرموده بودند! و ادبیات مودبان شان تا به حال خیلی ها را مفیوض کرده. امیرخانی و قالیباف و لاریجانی و مازیار میری که برایش آرزوی مرگ کرده قدیانی و ...خلاصه هر کسی که این آقا زیاد از ریختش خوشش نیامده.
بگذریم.
از آن طرف دوستان اصلاح طلب امر بهشان مشتبه شده که کانهو خود ائمه معصومینند!! و الان مورد آزار و اذیت خلفای عباسی قرار گرفته اند! اینان هم رای خودشان " حسین زمانه" دارند و می توانند یا حسین را به میر حسین ربط بدهند و تا یکهو عاشق هاشمی شوند و ... نگم بهتره!
این طرف تر! دو تا دسوت و یار دیرین که هر دو از وزنه های شهر دهه شصت و بعد از آنند و بعد از رفتن قیصر در این زمینه استاد محسوب می شوند توی وبلاگ هایشان افتاده اند به جان هم و حساب کهنه صاف می کنند و پته همدیگر را روی آب می ریزند.
آن طرف یک مرجع تقلید که بیاید بگوید بالای چشم برادران ارزشی، ابروست!، مرجعیتش زیر سوال می رود و جامعه مدرسین! می خواهد که حسابش را بگذارد کف دستش! درخواستش را هم دانشجویان ارزشی داده اند!
دین می شود بچه بازی. هر کس گوشه ای برای خودش گنده لاتی می شود و سر گذری می ایستد و باج می گیرد. توپ قدرت هم دست هر کس افتاد، چنان دو دستی می چسبدش که انگار از اول مالکتش در انحصار او بوده و این همه سال ازش غصب شده بوده، شروع می کند دست قیه را کوتاه کردن. می خواهد اصلاح بطلبد و یا داعیه دار سینه چاک اصول و ارزش!! ها باشد. انحصار طلبی لازمه قدرت است و قدرت هم از معدود وسایلی است که همگان (تقریبا) اتفاق نظر دارند که هدفش، توجیهش می کند.
گوشت قربونی هم که طبق معمول عباس است!
جانباز ها را هم بر اساس این تئوری ماکیاولی به دو دسته تقسیم می کنند: درست و حسابی و غیر درست و حسابی!
هر که مطابق میلشان آواز خواند، فداکار است و بقیه حکومتی!
و یادشان می رود که جان برادر! شما که از اساس دعوایتان با قدرتمندان فعلی سر همین چیز ها بود! سر اینکه جانباز و مرجع تقلید و همسر و فرزند شهید عزیز است. فارغ از گرایش سیاسی اش! حالا چه شده که شما هم خودی و غیر خودی راه انداخته اید؟!
من از عاقبت این دینی که اتفاقا دو آتشه های دو طرفش هم ادعا می کنند بیشتر از همه عالم می فهمند و روشن فکر ترند از همه شان،می ترسم.
از عاقبت دین سیاست می ترسم!
دینی که عاقبتش به عاقبت منافقین خودمان، یزیدیان خومان می ماند! دینی که طرف تا پای مرگ، به امید پاداش اخروی می رود و دست آخر...
+ نوشته شده توسط ذ در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 و ساعت
23:3 |